152 بازديد
Sambong Afsaneh - tanin

خرید سریال کره ای افسانه سامبونگ با کیفیت عالی

20,000 تومان

شماره مجوز: ۳۸۰۶۹۲ – ۱۵۵/۹۶

نام مجموعه: سریال کره ای افسانه سامبونگ |

سال و کشور تولید کننده: ۲۰۱۴، کره جنوبی|

فرمت: Dvd – Vob|

کیفیت: عالی|

نوع تصویر: Full Screen|

رزولیشن تصویر: ۷۲۰*۵۷۶|

ژانر: حماسی ، سیاسی، جنگی|

تعداد قسمتها:۵۰ قسمت|

میانگین زمانی هر قسمت: ۵۵ دقیقه|

تعداد دیسک:۱۰ دی وی دی|

توضیحات: ضبط شده از شبکه تهران با آرم و تبلیغات|

خرید و پرداخت وجه درب منزل

آنچه در مورد این مجموعه باید بدانید

شماره مجوز: ۳۸۰۶۹۲ – ۱۵۵/۹۶

نام مجموعه: سریال کره ای افسانه سامبونگ |

سال و کشور تولید کننده: ۲۰۱۴، کره جنوبی|

فرمت: Dvd – Vob|

کیفیت: عالی|

نوع تصویر: Full Screen|

رزولیشن تصویر: ۷۲۰*۵۷۶|

ژانر: حماسی ، سیاسی، جنگی|

تعداد قسمتها:۵۰ قسمت|

میانگین زمانی هر قسمت: ۵۵ دقیقه|

تعداد دیسک:۱۰ دی وی دی|

توضیحات: ضبط شده از شبکه تهران با آرم و تبلیغات|


افسانه سامبونگ (به انگلیسی: Jeong Do-jeon) با بازی چو جائه هیون محصول سال ۲۰۱۴ کره جنوبی به کارگردانی کانگ بیونگ تایک(Kang Byung-taek) است که زهره شکوفنده مدیر دوبلاژ آن را بر عهده داشته است.

خلاصه داستان:

امپراتور قصد دارد برای یاد بود مرگ ملکه اش معبدی بزرگ بنا کند. ساخت معبد بسیار دشوار است و باعث کشته شدن و از بین رفتن تعداد زیادی از مردم فقیر و بیچارهٔ کارگر می‌شود. «سامبونگ جونگ دو جون»، محقق جوانی است که نسبت به اطرافیانش اندیشمند و باتدبیر است. سامبونگ که وضعیت معیشتی مردم را می‌بیند؛ تصمیم می‌گیرد به فریاد مردم برسد. او با امپراتور صحبت می‌کند تا بتواند وی را از ساخت معبد منصرف نماید. امپراتور که این جسارت و گستاخی را می‌بیند، سامبونگ را زندانی می‌کند و…


نقد و بررسی سریال افسانه سامبونگ  – برگرفته از وبلاگ امپراطوری گوگوریو (با اندکی تصرف و تلخیص)

افسانه سامبونگ که نام اصلی آن “جونگ دو جون” می باشد، سریال بزرگی است. در این سریال به معنای واقعی کلمه، ما با یک ابرسریال طرف هستیم ، یک سریال عظیم از kbs که دیدنش لذت بخش است.

هر چند سریال آغاز چندان قوی ندارد و تلاش برای ظالم نشان دادن گوریو دور از باور است و همچنین شخصیت پردازی جونگ دو جون هنوز خام است و چنگی به دل نمی زند ، اما او یک انسان از جان گذشته و آماده مرگ است ! که برایش هیچ چیز به جز اصلاح امور مملکت مهم نیست و در این راه می خواهد جان دهد.

شخصیت او چندان به واقعیت نزدیک نیست، در اواخر سریال ، سامبونگ با چند دیالوگ سعی در پوشاندن این ضعف ابتدایی سریال می کند مانند دیالوگ هایی چون «من هم در جوانی خام وبی تجربه و سرشار از خشم بودم اما با آن روش کار به جایی نمی رسد و باید عاقلانه تصمیم گرفت.»

اما در مجموع تعداد بالای بازیگران تراز اول، حضور راوی ، کاراکتر شاه گنگمین و ماجرای ساخت معبد برای ملکه اش، جنبه های جذاب و مثبت قسمت اول را رقم زده است.

سریال سامبونگ ، خیلی زود و در همان قسمت اول، احساسات مخالف علیه گوریو و دستگاه حکومتی گنگمین را که به اوج رسیده نشان می دهد ، عجله ای عجیب، که کمی ارتباط برقرار کردن با سریال را در قسمت اول دچار مشکل میکند.

بدون هیچ مقدمه ای و صرفا به خاطر ساخت معبد و کشته  و زخمی شدن تعداد کارگر و ۴ خط توضیح راوی ، حالا کل کشور آماده به پا خواستن علیه حکومت استکباری شاه گنگمین شده است ! منطقی نیست ، زیرا سریال ۵۰ قسمت فرصت دارد و این عجله بخصوص با روندی که سریال در ادامه پیش میرود همخوانی ندارد.

در قسمت دوم ، شاه تصمیم میگیرد قدرت واقعی اش را به دست آورد و اینجا یک اتفاق عجیب رخ می دهد.

شاه دو مرتبه جلوی (لی این ایم) بدمن سریال می ایستد ، شب هنگام، لی این ایم با سربازانش به قصر حمله می کند ، او حتی ۴۸ ساعت هم صبر نمی کند ! از آن عجیب تر جایی است که محافظان شاه اول با سربازان لی این ایم درگیرمی شوند اما به یکباره خودشان به سمت اطاق شاه می روند و او را می کشند ! سپس در یک اقدام محیرالعقول سربازان لی این ایم به قصر حمله می کنند و قاتلان را دستگیر می کنند !

این در حالی است که هیچ کجا نشان داده نشد که لی این ایم به محافظان دستور قتل شاه را داده باشد .

محافظان صبح فردا توسط لی این ایم اعدام می شوند. نتیجه اقدامات بالا یک سردرگمی عجیب است. سریال خیلی سریع (شاه گنگمین) را از سریال خارج می کند آنهم با آن بازیگر توانایش.اما می رسیم به شخصیت پردازی شخصیت اصلی سریال، سامبونگ .

شخصیت پردازی (سامبونگ) هنوز همان گونه است و با طرز فکر عجیبش دارد به جلو می رود. سامبونگ در خانه زندانی می شود اما ساعاتی بعد در حال تعظیم به جنازه شاه است؛ دادخواستی هم می نویسد و سپس لی این ایم او را احضار میکند و با او گفتگو می کند ، باز هم این کار خلاف واقع است.

کارمند متوسطی چون (سامبونگ) اگر در یک سیستم دیکتاتوری چنین کاری کند بلافاصله برکنار و راهی زندان و تبعید یا اعدام می شود ، سیستم های نظامی معمولا نمی گذارند (سامبونگ ها) هرکاری می خواهند بکنند ، حال در اینجا لی این ایم فقط او را برای زمین زدن نخست وزیر طعمه میکند یعنی اگر قرار نبود او طعمه شود  و البته آنطور جلوی نمایندگان چین نمی ایستاد ، هیچکس کاری با او نداشت و او آزادانه در یک سیستم دیکتاتوری مدام به حکومت اعتراض می کرد !

موارد فوق با واقعیت های تاریخ و اصول سیاست مغایرت دارد.

سرانجام کاراکتر (ژنرال بزرگ چوی یانگ) وارد می شود. پیرمرد سپید موی در ابتدای ورودش چندان با نقش (مچ) نیست اگر او را با بازیگر کاریزماتیک همین نقش در (پیشگوی بزرگ) قیاس کنیم، بهتر متوجه این مورد می شویم (هرچند این دو سریال اصلا قابل قیاس نیستند!) اما در ادامه او نقش را به بهترین شکل ممکن ایفا می کند و تبدیل به یکی از ستون های سریال می شود.

به دلیل ریتم سریع ، سریال از هیجان قابل قبولی برخوردار است. اما این ریتم سریع هنوز پایدار نیست و نوسان دارد ، شخصیت پردازی سامبونگ و یارانش شدیدا مثبت است آنها تا جایی پیش میروند که به جای دیالوگ فقط در حال شعار های ناسیونالیستی دادن هستند.

یک پنجم ابتدایی سریال به همین منوال می گذرد. اما از اینجا به بعد بطرز عجیبی نقش جونگ دو جون ( سامبونگ ) کم شده است ، او در همان ۱۰ قسمت اول تبعید شد و پس از تبعید او کاراکتر( لی سونگی) وارد سریال شد . حضور لی سونگی حالا عرصه را بیش از پیش بر سامبونگ تنگ می کند.

سامبونگ ، نقش اول است اما (لی سونگی) بار اصلی سریال را به دوش میکشد ، و امید و انتظارات همه روی شانه های او است.

سریال اصرار میکند که نام(جونگ دو جون) فراموش نشود اما این (لی سونگی) است که فعلا سکاندار سریال است.

نتیجه همه اقدامات بالا تعارضی است که به سریال لطمه میزند ، نقش اول یک فرمانده است ، نقش اول نباید به جز (بدمن) و دار و دسته اش در جناح خودی هم رقیب داشته باشد ، اما اینچنین نیست و سامبونگ دشمن (لی این ایم) است و در اردوی خودی هم با لی سونگی سر نقش اولی درگیر.

اگر نام سریال را به بیننده نگویید ، تصور می کند از یک جایی به بعد لی سونگی نقش  اول است.

حضور سامبونگ بعد از تبعید با صلاحدید کارگردان به قهقرا می رود حالا قضاوت سخت است ،لی سونگی که سریال دارد بزرگش می کند نقش اول است ؟!

یا سامبونگ که بیش از ۸ قسمت است به کلی فراموش شده ؟!

سریال تقریبا استفاده ای از کاراکترهای زنانه ندارد. و در اینجا با یک سریال مردانه و تمام سیاسی طرف هستیم.

سریال پس از چند قسمت دیگر کم کم نقش سامبونگ را پررنگ می کند.

سریال کمی فلش فوروارد می کند و سامبونگ با دیدن جنازه سربازان گوریو در یک بیابان می گوید «خدایان گوریو را رها کرده اند !»

حال اینکه او چگونه به چنین برداشتی رسید بماند ! (در پیشگوی بزرگ هم نقش اول چنین دیالوگی می گوید) او از آن سکانس به بعد تصمیم میگیرد گوریو را نابود کند.

سامبونگ تبدیل به یک انسان منفی می شود که هدفش ایجاد نزاع میان لی این ایم و چوی یانگ است.

او بخاطر نابود کردن گوریو حتی ابایی از قربانی کردن (چوی یانگ) هم ندارد.سامبونگ دیگر از اصلاح گوریو قطع امید کرده است . این مورد ایرادی ندارد اما ایراد کار جایی است که او دیگر حتی درد و رنج مردم را هم نمی بیند وفقط به فکر سقوط گوریو است.

کار تا جایی بالا می گیرد که ما دیگر به (صلح طلب) بودن و (طرفدارمردم) بودن او شک می کنیم.سریال جلوتر می آید ، حالا سامبونگ هدفش شده به جان هم انداختن چوی یانگ و لی سونگی با لی این ایم.سرانجام سرماجرای زمین خواری وزرای جناح لی این ایم ، شاه در قسمت ۲۱ فرمان حمله به لی این ایم را صادر میکند.

شورش علیه لی این ایم به رهبری چوی یانگ و لی سونگی آغاز می شود.تمام اعضای جناح او دستگیرمی شوند و خودش هم به دام می افتد.اما درست همان لحظه شاه می گوید لی این ایم را ببخشیم ! چوی یانگ هم تردید می کند .این درست که می خواهند شخصیت شاه را ضعیف نشان دهند اما طریقه بیانش اصلا درست نیست  و بیشتر به توهین به شعور مخاطب شباهت دارد.اوضاع به سمت لی این ایم می چرخد. و سرانجام او در قسمت ۲۲ با یک تاکتیک بسیار ساده و احمقانه به دام می افتد.سریال به همین راحتی ، لی این ایم بدمن کاریزماتیکش را زمین می زند و یک ستون از زیرپای سریال کنار زده می شود.حالا جای خالی (بدمن) حس میشود.

سریال در ایجاد موضوعات حاشیه ای و قصه های موازی هیچ تلاشی نمی کند.سقوط لی این ایم را همه می دانند به همین دلیل باید درگیر قصه های موازی شویم تا جذابیت کار کم نشود قصه هایی از جنس ماجراهای در تبعید سامبونگ. اما چنین نمی شود.سامبونگ در گوشه رینگ ایستاده و همه چیز را کنترل میکند.

او یک (دانای کل) است که همه چیز را می داند و به دنبال (هدف والا) می رود.بلافاصله بعد از سقوط لی این ایم بحث جنگ با یودونگ وسط می آید و به اصرار چوی یانگ اعلان جنگ داده می شود. سامبونگ سکوت کرده است.در جریان لشگر کشی سربازان تلفات سنگین می دهند ، جاسوس سامبونگ به او می گوید که کار بالا گرفته و تلفات سنگین است.برق امید در چشمان سامبونگ دیده می شود ! او می خواهد از این جنگ به نفع هدفش استفاده کند. ای کاش سریال چند دیالوگ از زبان سامبونگ در همین بازه زمانی درباره حمایت ازمردم از رنج جنگ ادا می کرد اما چنین نشد.

سرانجام منافع سامبونگ و منافع مردم در یک راستا قرار میگیرد و او لی سونگی را تحریک میکند تا عقب نشینی کند. سریال بعد از مدتی دوباره به بحران نقش اول رسیده است. عمدا یا سهوا سامبونگ نادیده گرفته میشود و نقش اول بازهم لی سونگی است که پررنگ ترین و تاثیرگذارتین نقش را دارد.

سامبونگ یک صفحه دیالوگ هم به زور می گوید و هرقسمت چند دقیقه می آید و میرود . اما کم کم نقاط ضعف کم و کمتر می شوند، هرچه به سقوط گوریو نزدیک تر می شویم سریال زیباتر  و با کیفیت تر می شود. دیگر نقاط ضعف در حال رنگ باختن هستند.

استارت تاسیس چوسون هم با عقب نشینی ارتش از جنگ رخ میدهد.پس از عقب نشینی ، طی حمله به قصر ، چوی یانگ بزرگ طی یک سکانس فوق العاده زیبا سقوط میکند.از حوالی قسمت ۲۵ به بعد سریال ازنظر کیفی دوباره اوج میگیرد. سامبونگ دیگر دورو و مکار نیست و حالا عاقلانه تر حرف میزند (همین نکته یعنی تغییر رویه یکباره سامبونگ نشان میدهد که منفی شدن او در قسمت های پیشین یک تاکتیک اشتباه بوده است). بوضوح (جونگ دو جون) دارد (اوج میگیرد).کاراکتر لی سونگی بسیار باورپذیر و زیباست.بازی بازیگرش که دیگر تعریف کردن نمی خواهد بخصوص وقتی عصبانی می شود، به طرز حیرت انگیزی زیبا بازی میکند.

سریال به طرز بسیار خوب وزیبایی روند پیوستن لی سونگی به جنبش سامبونگ را نشان می دهد، او قاطعانه به کشورش وفادار است تا جایی که می بیند دیگر کورسوی امیدی هم نیست و اینجاست که او وارد انقلاب می شود.

دقیقا باید همین روند برای جونگ دو جون هم طی میشد تا آن نقطه ضعف برطرف شود. هنوز صحنه گردان اصلی سریال نه سامبونگ بلکه لی سونگی است.

به قسمت ۳۴ رسیده ایم و (گوریو) هنوز سقوط نکرده است. حالا جایی است که باید به کاراکتر (جونگ مونجو) یا همان پوئون بپردازیم.

در حوالی همین قسمتها او بعنوان معاون صدراعظم منصوب می شود، پوئون و سامبونگ دوستانی ۴۰ ساله اند ، سامبونگ افراطی است و پوئون میانه رو. او می خواهد گوریو را حفظ کند و درون همین سیستم اصلاحات کند ، به همین جهت با جنبش سامبونگ همراه نمی شود.

حالا بخش اصلی سریال با قدرت گرفتن پوئون به نزاع میان دو یار قدیمی می پردازد. جنگ میان آنها آنقدر بالا میگیرد که پوئون طی فرمانی ،سامبونگ را عزل و تبعید می کند و حکم اعدامش را از شاه می گیرد. سریال گویی نقاط ضعفش را فراموش کرده است و انگار دوباره متولد شده است.

شبکه Kbs در سریالهای سیاسی اش معمولا تم عاشقانه به کار نمی برد و دقیقا از همین نکته ضربه می خورد. سامبونگ و علاقه نافرجامش به (یانگجی) در حالیکه می دانیم او متاهل است و از طرفی این علاقه راه به جایی نم برد، سردرگمی یک تم عاشقانه را نشان میدهد که در نطفه خفه شده باشد.

سریال انگار قصد دارد تا بگوید یانگجی برای سامبونگ مثل خواهر میماند ولی باید این نکته را برجسته  نشان میداد.

قسمت ۳۹ اوج تراژدیک سریال است ؛ مرگ جونگ مونجو«پوئون» بدون شک یکی از زیباترین قسمتهای سریال را شاهد هستیم ، سکانسی که سگ خانه پوئون کفش او را میبرد تا اربابش از خانه بیرون نرود تا اسبی که وسط راه می ایستد تا حامل پوئون بزرگ به قتلگاه نباشد ؛ در یک کلام زیبا و تاثیرگذار است. پوئون جونگ مونجو را (یی بانگوون) جنایتکار ناجوانمردانه به قتل میرساند. او پیش از مرگ زانو می زند و بعد با ضربه آن گرز بی رحم به قتل میرسد. زانو زدن او ، آخرین مدافع گوریو به ما می گوید که دیگر وقت سقوط گوریوی امپراطور وانگ گان سر رسیده است.

سکانس پایانی و گریه های سامبونگ بر جنازه رفیق ۴۰ ساله اش اشک را در چشمان هر بیننده ای جمع میکند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Be the first to review “خرید سریال کره ای افسانه سامبونگ با کیفیت عالی”