580 بازديد
بزنگاه

خرید سریال بزنگاه با کیفیت عالی بازپخش جدید

8,500 تومان

شماره مجوز:۱۵۴/۸۵-۲۵۶۱۳

نام مجموعه: سریال طنز بزنگاه|

فرمت:Dvd – Vob|

رزولیشن تصویر: ۷۰۴*۴۸۰|

کیفیت: عالی|

تعداد قسمتها: ۲۲ قسمت|

متوسط زمان هر قسمت:۳۵ دقیقه(بدون احتساب تیتراژ ابتدایی و پایانی)|

تعداد دیسک: ۴ دی وی دی|

توضیحات:ضبط شده از تلویزیون شبکه آی فیلم|

خريد و تحويل درب منزل

آنچه در مورد این مجموعه باید بدانید

«بزنگاه» با موقعیتی ساده آغاز می شود. در نخستین اپیزود این سریال، احمد پرور (بزرگ خاندان) مرده است و اعضای خانواده خود را برای مراسم تدفین و ترحیم او آماده می کنند. خانواده پرور دو فرزند پسر و یک فرزند دختر دارد. صابر پرور، پسر ارشد خانواده، خود در سنین پنجاه سالگی به بالاست و همسرش پیش تر مرده است. او اکنون با دو دخترش (فریده و فرزانه) که هر دو دم بخت هستند، در خانه پدری زندگی می کند. بهجت پرور (خواهر صابر) که میانسال است، همراه با شوهرش توفیق برای کمک به منزل پدر آماده است.

کسی که هنگام انتقال جنازه پدر دیرتر از همه از راه می رسد، آخرین فرزند خانواده یعنی نادر پرور است. نادر همراه دختر کوچکش (درسا) آمده اما مریم (همسرش) همراه او نیست زیرا اعتیاد نادر به مواد مخدر باعث شده است همسرش او را ترک کند. موضوعی که بلافاصله پس از دفن جنازه به مساله اصلی فرزندان و داماد احمد پرور تبدیل می شود، تقسیم میراث او و سهم هر یک از ورثه است. توفیق که در پی تصاحب بخشی از خانه پدرزنش است، پیاپی به همسرش تذکر می دهد که سهم دختر و داماد خانواده از ارث باید محفوظ بماند. از سوی دیگر، صابر به دنبال تصاحب مغازه نانوایی پدر مرحومش است. در این میان، نادر هم که از خانه خود رانده شده، خواهان تصاحب بخشی از خانه پدری و داشتن سهمی در نانوایی است. این وضعیت وقتی پیچیده می شود که بازماندگان درمی یابند از ارثیه یک میلیارد تومانی که آنها گمان می کردند به جیب خواهند زد، خبری نیست و متوفی پول ناچیزی در حساب بانکی خود باقی گذاشته و ضمناً خانه یی را که داماد و فرزندانش به آن طمع ورزیده اند، مدتی قبل از مرگش فروخته بوده است.

از این پس، اپیزودهای سریال «بزنگاه» بر محور تلاش های مضحک بازماندگان احمد پرور برای یافتن و تصاحب دارایی های او می چرخد. پیرنگی که توضیح دادیم، لزوماً ماهیتی عامه پسند ندارد و اصولاً نمی توان در یک تقسیم بندی کلی و جهان شمول برخی رویدادها در داستان ها را ذاتاً نخبه پسند یا ماهیتاً عامه پسند اعلام کرد. آنچه باعث تعلق یک متن به «فرهنگ متعالی» یا «فرهنگ عامه» می شود، سوژه یا پیرنگ یا حتی شخصیت های متن نیست؛ بلکه نحوه شخصیت پردازی یا نحوه مضمون سازی از یک سوژه یا کارکرد پیرنگ در یک متن معین است که می تواند آن متن را به ذائقه زیبایی شناختی نخبگان نزدیک کند یا در زمره تولیدات فرهنگی قرار دهد که بیشتر توسط عوام مصرف می شوند. بر این اساس، «بزنگاه» نه به صرف رویدادهایی که برشمردیم، بلکه به سبب سازوکارهایی که در آن می توان تشخیص داد، مصداقی از نوع سریال هایی است که عامه پسند تلقی می شوند. برخی از مهم ترین این سازوکارها به شرح زیر هستند.

۱- بزنگاه همچون اکثر سریال های عامه پسند، یک شخصیت مرکزی یا اصلی ندارد، بلکه مجموعه یی از شخصیت ها، هر یک از منظری، در این سریال کانون توجه تماشاگر می شوند.

برای مثال، صابر با گفتار ناسنجیده و بی ملاحظه اش، اغلب خنده تماشاگر را برمی انگیزد. به همین میزان، توفیق با تلاش احمقانه اش برای سهم بردن از ارثیه پدرزن، یا با دوز و کلک های بی وقفه اش برای استفاده از کارت سوخت دیگران، شخصیتی مضحک جلوه می کند. ایضاً نادر هم به دلیل اعتیاد خانمان سوزی که زندگی مشترک او با همسرش را از هم پاشیده و هم به دلیل زرنگی ها و سوءاستفاده اش از سادگی یا حماقت دیگران، مورد توجه بیننده قرار می گیرد. فریده (دختر ارشد صابر) به دلیل رفتار بلاهت بارش در جلب توجه کامران (کارگر جوان نانوایی احمد پرور)، باعث شلیک خنده تماشاگر می شود. درسا (دختر خردسال نادر) هم به دلیل رفتار شیطنت آمیزش و هم به دلیل اینکه در غیاب مادرش مظلومانه مورد بی مهری اطرافیان قرار می گیرد، خنده و در عین حال حس ترحم بیننده را برمی انگیزد. برخلاف سایر گونه های عامه پسند (مانند سریال های کارآگاهی از قبیل «هرکول پوآرو»)، سریال عامه پسندی همچون «بزنگاه» با اجتناب از به کارگیری یک شخصیت مرکزی منفرد، طیفی از تماشاگران مختلف با ذائقه های داستانی گوناگون را به خود علاقه مند می کند.

۲-تمهیدی که در بند قبلی توضیح دادیم، خود منجر به این می شود که این سریال، همزمان واجد چندین مسیر روایی باشد. «بزنگاه» با شخصیت نادر روایتی از خانمان سوزی اعتیاد به نمایش می گذارد؛ با شخصیت توفیق روایتی از حسابگری ماتریالیستی را نشان می دهد؛ با بهجت روایتی از نقش کلیشه یی «دختر دلسوز برای برادران» را تماشا می کنیم؛ با درسا روایتی رقت آور از ظلم هایی که در غیاب مادر به بچه می شود؛ و الی آخر. هر یک از این روایت ها، داستان «بزنگاه» را در مسیری جداگانه اما هم پیوند با سایر روایت ها به پیش می برد، زیرا این شخصیت ها همگی اعضای یک خانواده هستند و سرنوشت شان ناگزیر با یکدیگر پیوند می خورد. بدین ترتیب، پیرنگ «بزنگاه» صبغه یی پویا می یابد و واجد حداکثر تعلیق می شود، زیرا خواننده دائماً از خود (و دیگران) می پرسد که هر یک از این مسیرهای روایی به کجا ختم خواهد شد و سرنوشت این یا آن شخصیت خاص چگونه با سرنوشت سایر شخصیت ها تلاقی خواهد کرد. ۳-بزنگاه آمیزه یی از وضعیت های مضحک و ملودرام گونه است. ملودرام نمایش یا روایتی است که هدف بلافصل آن برانگیختن احساسات مخاطب از طریق نشان دادن موقعیت ها یا رویدادهای اندوه آور یا ترحم انگیز است. در ملودرام انگیزه شخصیت ها و باور پذیری رفتارها شان کم اهمیت تر از اشک آور بودن مخمصه هایی است که در آن گرفتار می آیند. شخصیت های چنین نمایش یا روایتی، معمولاً کلیشه یی و تجسم نیکی یا شر مطلق هستند. تک بعدی بودن این شخصیت ها به این معناست که هر کدام از آنها با یک ویژگی معین تصویر می شوند، ویژگی مانند حسادت، مال طلبی، خیرخواهی، بدذاتی، بلاهت و غیره. شخصیت پردازی درسا در «بزنگاه»، مصداقی از تمهیدهای ملودرام گونه در این سریال است. دختربچه معصومی که قربانی اعتیاد پدر و اختلاف والدین است، اکنون به دور از مهر مادر، گرفتار بدرفتاری ها و ستم هایی شده که عمو و عمه و شوهرعمه و حتی کارگران نانوایی پدربزرگ مرحوم به او روا می دارند. در صحنه های متعدد این سریال، درسا را می بینیم که مورد بدرفتاری قرار می گیرد، با زبانی تند و توهین آمیز سرزنش می شود، از بازی کردنش ممانعت به عمل آورده می شود و حتی کتک زده می شود (هم به دست پدر معتادش و هم توسط دخترهای عمو و هم حتی توسط کارگران نانوایی پدربزرگش) و گریه انداخته می شود. ایضاً در اپیزودهای مختلف، نادر به صورت قربانی بی گناه اعتیاد شخصیت پردازی می شود تا بیننده به او ترحم بورزد.

این کیفیت ملودرام گونه در سریال «بزنگاه» با به کارگیری مجموعه یی از شگردهای صوتی و تصویری تشدید می شود، از جمله با موسیقی غمناک (به ویژه تک نوازی پیانو) و نماهای درشت (کلوزآپ) از صورت شخصیت ها.

بزنگاه روایتی مبتنی بر وقفه های روایی است. هر اپیزود این سریال با موقعیتی تمام می شود که مسیر بعدی تحولات پیرنگ را در هاله یی از ابهام قرار می دهد. برای مثال، در یکی از این اپیزودها، نادر برادر بزرگ خود صابر را از بالکن به حیاط خانه می اندازد و سپس با نمایی از صابر که نقش بر زمین شده است، اپیزود پایان می یابد. در پایان اپیزود بعدی، ماموران پلیس برای دستگیر کردن نادر به مغازه نانوایی پدر او آمده اند؛ و غیره. با هر کدام از این پایان بندی های موقت، گمانه زنی بینندگان درباره سرنوشت شخصیت ها شروع می شود. سریال های عامه پسند از جمله به دلیل همین وقفه های روایی و تعلیق های کنشی، به راحتی به موضوع گفت وگوهای روزمره مردم تبدیل می شوند. حرف های اقوام و آشنایان در سفره افطار، کسانی که در صف انتظار اتوبوس ایستاده اند، مسافران تاکسی، همکاران در محل کار و غیره، به سهولت معطوف به تحولات احتمالی بعدی در پیرنگ این سریال می شود و اشخاص درباره معنای رویدادهای آن با یکدیگر وارد صحبت می شوند. گفت وگو درباره سرنوشت شخصیت ها در سریال های عامه پسند، گاه محمل برقراری رابطه های جدید بین افراد می شود. در این گفت وگوها، بینندگان هم درباره شخصیت ها قضاوت می کنند و هم اینکه موقعیت های موازی یا شخصیت های مشابه در زندگی خود را با موقعیت ها و شخصیت های این قبیل سریال ها مقایسه می کنند.

یکی از عناصر مهم «بزنگاه»، مکان رویدادهای آن است. اکثر وقایع این سریال در داخل خانه احمد پرور و به صورت گفت وگوها و مجادلات پرتنش بین اعضای این خانواده صورت می گیرد. نمایش فضای داخل خانه به عنوان مکانی بسته و شخصی، حسی از راه بردن به معضلات و مخمصه های ناپیدا ولی دردآور و مستاصل کننده خصوصی در بیننده ایجاد می کند. تماشاگر سنخی هنگام تماشای اپیزودهای این سریال، ناخودآگاهانه احساس می کند از مسائل درونی خانواده یی آبرومند باخبر شده است؛ خانواده یی که اعضایش از بیرون (از چشم غریبه ها) بی غم به نظر می رسند اما در واقع با انبوهی از مسائل درگیرند. این تاثیر به رئالیستی جلوه کردن کل سریال کمک می کند، زیرا مشابه همین وضعیت در تجربه های زیست شده بیننده سنخی وجود دارند و لذا آشنا محسوب می شوند. از این رو، تماشای سریال های عامه پسندی مانند «بزنگاه» حسی از «فضای صمیمی و پرالفت» ایجاد می کند، گویی این سریال، بیننده را در جایگاه «محرم راز» و «خودی» قرار داده است. آشنا پنداشته شدن شخصیت ها و موقعیت های این قبیل سریال ها تا حدود زیادی مرهون موفقیت آنها در القای همین حس است.

کانونی شدن مسائل خانوادگی و روابط شخصی در سریال «بزنگاه»، به نحو نامحسوس اما موثری باعث محو کردن مسائل عمومی شده است. این سریال موضوعات کلان اجتماعی از قبیل تورم، فقر، نابرابری های جنسیتی و غیره را یا به کلی مسکوت می گذارد یا به نحوی ساده پندارانه و فریبنده تابعی از روابط خانوادگی نشان می دهد. محدود شدن ماجراهای این سریال به حوزه روابط شخصی و درون خانوادگی چنین القا می کند که اگر اعضای خانواده با صلح و صفا و بدون طمع ورزی های مادی در کنار یکدیگر زندگی کنند و روابط گرمی داشته باشند، از کشمکش و اختلاف مصون خواهند بود و زندگی رضایتمندانه تری خواهند داشت. مطالعات فرهنگی دیدگاه متباینی را مطرح می کند که مطابق با آن، امر خصوصی عین امر عمومی است. به سخن دیگر، روابط شخصی افراد با یکدیگر، متاثر از گفتمان های مسلط و غیرمسلط در جامعه است و نمی توان رفتار آحاد منفرد جامعه را مستقل از موازنه نیروهای فرهنگی بررسی کرد. طبیعتاً وقتی می گوییم متون عامه پسند دنیای روابط انسان ها را منتزع از مسائل کلان اجتماعی به نمایش می گذارند، منظور این نیست که سریالی مانند «بزنگاه» باید به موضوعاتی مانند بیکاری یا انتخابات مجلس و از این قبیل می پرداخت. چشم اندازی که این سریال از مشکلات یا روابط شخصیت هایش به دست می دهد، عاری از هرگونه اشاره به ساختارهای فراگیرتر اجتماعی است، گویی که این شخصیت ها در ساحتی کاملاً گفتمان زدوده و عاری از تنش های عینی طبقاتی زندگی می کنند. برای مثال، حضور کامران در خانواده پرور همچون یکی از اعضای این خانواده، مزاح کردن های بی وقفه او با اعضای خانواده و با مانع روبه رو نشدن، صحبت کردن های بیش از حد خودمانی او با فرزانه (دختر صاحب کارش)، تصویری کاملاً غیرطبقاتی از جایگاه یک کارگر ساده نانوایی در سلسله مراتب صاحب کار ـ کارگر به دست می دهد. این تصویر، به علت توأم شدن با رفتار مضحک این شخصیت، فاصله طبقاتی را از دایره تفکر بیننده خارج می کند تا در عوض شلیک خنده به رفتارهای مضحک را جایگزین آن سازد.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Be the first to review “خرید سریال بزنگاه با کیفیت عالی بازپخش جدید”