1,459 بازديد
دختر امپراطور

خرید سریال کره ای دختر امپراطور دوبله فارسی

18,000 تومان

شماره مجوز: ۲۰۱۵۰۲-۱۵۵/۹۴

نام مجموعه:سریال کره ای دختر امپراطور|
سال تولید: ۲۰۱۳، کره جنوبی|
فرمت:Dvd – Vob|
زبان: دوبله فارسی|
تعداد قسمتها:۱۰۰ قسمت|
میانگین هر قسمت:۵۰ دقیقه|
ژانر:درام، حماسی، تاریخی|
توضیحات:ضبط شده از شبکه تهران|

خريد و تحويل درب منزل

آنچه در مورد این مجموعه باید بدانید

توضیحات:

سریال دختر امپراطور(با نام کامل دختر امپراطور، سو بیک هیانگ King’s Daughter Soo Baek Hyang)، محصول سال ۲۰۱۳ و از جذاب ترین مجموعه های نمایشی کشور کره جنوبی می باشد. روابط عمومی شبکه پنج سیما اعلام کرده است که این سریال تاریخی و درام را از اول شهریور ماه در ۵۲ قسمت ۵۰ دقیقه ای پخش کرده و تا قبل از ماه محرم به اتمام خواهد رسید. کارگردانی این مجموعه تلویزیونی را Lee Sang-Yeob و فیلمنامه آن را Hwang Jin-Young برعهده داشته است.

قصه این سریال در دوران حکومت رانی بیست و پنجمین پادشاه باکجه، مو ریانگ، رقم خورده و روایتگر عشق تاریخی و بی نظیر پرنسس سو بیک هیانگ (Seo Hyun Jin) و ولیعهد میونگ نونگ (Jo Hyun Jae) می باشد.

نقد و بررسی کلی سریال:

بکجه نیمه های قرن پنجم.

جنگ بر سر قدرت ، یک سردار ارتش را به تخت پادشاهی می رساند.

سرداری که تاریخ به او (شاه موریانگ) لقب داده است.

موریانگ ،معشوقه ای دارد (چائه هوا) اما به دنبال شورش پدر چائه هوا (پک گا) علیه شاه سابق ، موریانگ که آن زمان سردار بود، به مقر پدر زن آینده اش حمله میکند . پک گا خودکشی می کند و دخترش که معشوقه سردار است، متواری میشود.

او از سردار فرزندی را باردار است که همین کودک می شود نقش اول و همه ماجراها بر سر او رقم می خورد.

سردار حالا پادشاه شده، سالهاست که دنبال دخترش می گردد.تا اینکه…

همانطور که در خلاصه سریال متوجه شدید ، سریال از پیش از تولد شخصیت اصلی آغاز میشود.دوره تاریخی که دختر امپراطور روایت می کند برای نخستین بار است که در قالب سریال به نمایش در می آید.به همین دلیل، تازگی سریال ، از همان ابتدا کاملا مشخص است.

تماشای دختر امپراطور ، حس قدم زدن در یک خیابان پوشیده از برف را به انسان می دهد ، برف هایی پا نخورده و تمیز.سریال های مربوط به سه پادشاهی با دیگر آثار تفاوت هایی همیشگی دارند و مسلما یکی از دلایل جذابیتشان هم همین است.این سریال نیز در ابتدایش از لوکیشن های جدید ، و حتی نماها و زاویه های تازه برای فیلمبرداری استفاده می کند.از همان ابتدا هم حضور چند بازیگر ماهر خود نمایی می کند.

پک گا و وزیر هه شاخص ترینشان هستند.

بازیگر نقش امپراطور که پیش از این در (تاجر پوسان) یا همان سانگدو هم حضور داشته است.اما خاطره حضور او در  آن سریال آنقدر خاک گرفته و دور است که توان مقایسه را سلب کرده است.وی از ابتدا تا پایان سریال یک بازی یک نواخت و معمولی را ایفا می کند به غیر از قسمتهای پایانی که در جای خود به آن هم خواهیم پرداخت.

دختر امپراطور ،شاه سیجونگ نیست که همه اتفاقاتش در قصر رخ دهد. کاراکترها در این سریال، سر از همه جا در می آورند ، تا آستانه مرگ می روند و به فکر خودکشی می افتند . از عرش یک باره روی فرش می افتند و ارتباطات مختلفی بینشان شکل می گیرد.همین نکته و البته قصه خوب و پرکششی که در سرتاسر سریال جریان دارد موجب میشود تا بیننده ارتباط خوبی با سریال برقرار کند.

درابتدای سریال، کارگردان، تصاویر بسیار جالبی را می گیرد.استفاده به جا و به موقع از (اکستریم کلوز آپ) «کلوز آپ شدید» و (لانگ شات) ، سریال را زیباتر می کند.

معشوقه سردار ، بعد از فرار و ازدواج مجدد با (کوچون) کر و لال، از او صاحب فرزند دیگری میشود. دختر او از سردار(سولنان) و دختر دیگرش(سولهی) نام دارد. سالها می گذرد ، دو خواهر بزرگ می شوند.

همزمان با بزرگ شدن آنها سریال چند قسمت را به طور کامل به زندگی آنها در یکی از روستاهای (گایا) اختصاص می دهد.چند قسمت آرام، بدون استرس و البته بسیار زیبا.زندگی شیرین آنها به همراه پدر و مادر و همسایه هایشان ، کشاورزی و زندگی در دو اطاق حقیرانه. به محض بزرگ شدن کاراکترهای اصلی ،سریال بین دو خواهر تضادهای  جدی را آشکار می کند.سولنان(نقش اول) شخصی مهربان و باهوش است.بارها گرفتار می شود اما به کمک عقل و درایتش جان سالم به در می برد.اما خواهرش سولهی ،شخصیتی حسود دارد که به شدت وابسته است. او به تنهایی از پس زندگی اش بر نمی آید .سولنان آوانگارد است.و شخصیت یک رهبر را دارد. اما سولهی دنباله رو است. اما کم کم دردسرها از راه می رسند.

سالها قبل در زمانیکه سردار در حال تاج گذاری بود،فرزند پسر خودش  را با تنها پسر شاه قبلی عوض می کند.حال که سالها گذشته است . ولیعهد بکجه در واقع پسر شاه قبلی است و فرزند اصلی پادشاه(جین مو) خارج از قصر است. با ورود امپراطور به گایا ، ماجرا پیچیده می شود ، هویت چائه هوا (معشوقه پادشاه) فاش می شود و …(جین مو) که از پادشاه نفرت دارد، تصمیم به قتل چائه هوا میگیرد.و یک شب به آنها حمله می کند.در این جریان چائه هوا کور میشود و در آستانه مرگ راز دختر پادشاه بودن را به دخترش می گوید. اما به دلیل نابینایی اشتباها این راز را برای (سولهی) فاش می کند و سپس از دنیا می رود. سولهی با نشانه مادرش فرار می کند و خود را جای دختر واقعی پادشاه جا می زند حالا او «سو بک هیانگ» است.

نامی که پادشاه سالها قبل برای دخترش انتخاب کرده بود.(نام اصلی سولنان) با ورود او به قصر سریال اندکی از تک و تا می افتد. ماجرای خاصی حول محور این شاهزاده تقلبی شکل نمی گیرد، همزمان سولنان برای پیدا کردن خواهرش  به گروه جاسوسان بکجه (بیمون) ملحق میشود.سریال  به محض اینکه لوکیشن اصلی اش به قصر بکجه منتقل می شود برخی ضعفهایش آشکار می شود.قصرها همان قصرهای چوسون هستند و حس ارزان بودن سریال که در گوهجون هم شاهدش بودیم به ما دست می دهد.حال سریال به جز امپراطور ، چهار شخصیت اصلی دارد که کم کم به هم مرتبط می شوند .سولنان و سولهی ، ولیعهد و جین مو. در همین حین ریتم سریال کند میشود.انگار به دلیل کم خرج بودن است که سریال از اصلی ترین برگ برنده اش که همان دوره تاریخی اش است، استفاده نمی کند و شاید هم نمی توانسته که استفاده کند.

سریال روی (سه پادشاهی ) بودن مانور نمی دهد بارها نام گوگوریو را می آورد اما به جد، واردش نمی کند.حتی جنگ های با گوگوریو را هم در قسمتهای پایانی و خیلی خلاصه و سربسته نشان می دهد . باید اعتراف کرد جنگ های (گوهجون) به مراتب بهتر و حرفه ای تر بود.حوالی قسمت ۳۰ سریال ولیعهد و جین مو را به دو خواهر وصل میکند.سریال یک ویژگی مهم در سرتاسر ۱۰۸ قسمت خود دارد و آن این نکته است که هیچ گاه به معنای کامل، خسته کننده نمیشود.

در حوالی قسمتهای ۳۶ الی ۳۸ ماجرای (راهب دولیم) را وارد قصه می کند.کمی بعد سولنان که حالا عضو (بیمون) است به قصر آمده و  قرار می شود جای (سو بک هیانگ) مقابل گوگوریو نقش بازی کند تا شاهزاده اصلی (همان سولهی) از خطر مصون بماند.او هنوز نمی داند ، سو بک هیانگ همان خواهرش است. این قسمت ، نقطه اوج قصه گویی سریال است.سریال بوضوح در درگیر کردن مخاطب توانایی بالایی دارد.

سریال رفته رفته زیباتر میشود. مذاکرات گوگوریو، آمدن سولنان به قصر(بعد از ماجرای شاهزادگی اش) و سپس ندیمه ملکه شدن،ماجرای ندیمه شاهزاده که عضو بیمون بود، زنده ماندن کوچون و قاتل گوگوریو شدن و … همه و همه کارت هاییست که نویسنده در زمان مناسب آنرا رو کرده است.اگر از برخی ایرادات بگذریم، دختر امپراطور …..حقیقتا زیباست. نقش منفی سریال شاهزاده جین مو است که درادامه (شاهزاده دروغین ،سولهی) هم به او اضافه میشود.لازم به ذکر است ،  سریال موسیقی زیبایی دارد.به خصوص موسیقی بی کلام که در متن سریال پخش می شود. دوبازیگر سولنان و سولهی به خوبی از پس نقشهایشان بر آمدند.

بعد از حمله جین مو به خانواده شان و فراری شدن دو خواهر در کوهستان گایا،ترس و اضطراب سولهی وقتی با گیره سر یک نفر را کشت و دنبال خواهرش می گشت ، از تاثیر گذارترین بخشهای سریال بود.

-سریال در روند نزدیک کردن دو خواهر در قصر خوب عمل میکند و جریان منطقی که طی می کند تا نشان دهد، جلوی سرنوشت را نمی توان گرفت.

حال کم کم نوبت (منفی) شدن سولهی می رسد.جایگاه شاهزادگی که او غصب کرده وی را کم کم به سمت منفی شدن سوق می دهد. البته یک نکته را نباید از قلم انداخت. سولهی در گایا شخصیتی وابسته داشت حال چگونه ظرف یک سال حضور در قصر بکجه تبدیل به یک شخصیت سیاس و چرچیل منش شد؟!

این در حالی است که سولنان همان شخصیت مهربان اما شجاع و جنگجویش را حفظ کرده است.

اما بد نیست به بزرگترین نقطه ضعف سریال هم اشاره کنیم. ارتباط ما با سریال از همان ابتدا خوب است اما یک جای کار می لنگد. شخصیت پردازی ها آشکارا ضعف دارند. ما مجذوب هیچ شخصیتی نمی شویم . به نوعی اصلا واقعی بودنشان را باور نمی کنیم.(ولیعهد) که در این زمینه فاجعه است . بازی تخت و بی روح و کسل کننده اش هم به این ضعف شخصیت پردازی اش اضافه شده و کاملا حس یک آدم آهنی را می دهد که کوک شده تا دیالوگ بگوید و راه برود. به جز سولنان و تا حدودی سولهی ، دیگر سریال در طراحی هیچ یک از کاراکترهایش خوب عمل نکرده است. سریال اگر مهارت قصه گویی اش تا به این اندازه نبود ، مسلما با این شخصیت پردازی های افتضاح، شکست می خورد. جین مو در یک جایی قسم می خورد که پادشاه را بکشد.پادشاهی که او فکر می کند مسئول مستقیم مرگ پدرش (شاه سابق) است .

حال چندین و چند  قسمت گذشته است….باز هم می گذرد….و بازهم !!!هیچ اتفاقی نمی افتد!

انگار نه انگار که او زمانی قسم خورد تا پادشاه را بکشد.نه تنها هیچ کاری نمی کند بلکه حتی نقشه هم نمی کشد . حتی روی کاغذ هم  کاری علیه شاه انجام نمی دهد….قطب منفی سریال است….اما صرفا از پادشاه  متنفر است…همین !(جین مو) که ابتدا آنقدر منفی آغاز کرد.(قتل عام خانواده و روستای سولنان) حال چگونه هیچ کاری انجام نمی دهد تا همچنان در قطب منفی سریال باقی بماند؟!

از طرفی مثبت هم که نیست….خاکستری هم نیست…. ضعف شخصیت پردازی را که یادتان هست….این یک نمونه اش.جلوتر بازهم مثالی خواهیم داشت.

دو خواهر به هم می رسند . سولنان شادمان از اینکه خواهرش را پیدا کرده و فکر می کند که شاهزاده واقعی خواهرش است(او از هویت خودش بی اطلاع است) رفتار دو خواهر با هم گرم و خواهرانه است.

سرانجام در قسمت ۷۴ که در ایران حدود قسمت ۳۷ می شود، سولنان اصل ماجرا را می فهمد.

کانال تلگرام فروشگاه طنین. برای عضویت کلیک کنید

نخستین برخورد خصمانه میان دو خواهر ، سکانس آخر قسمت ۷۴ است. اما سولنان که مدتها قبل به ولیعهد پیوند خورده بود. از همان موقع از او و بیمون خواسته بود که دنبال خواهرش بگردند، اصلا هدف او را از ورود به که پیدا کردن خواهرش بود…همه می دانستند. اما به محض اینکه دو خواهر همدیگر را دیدند و شناختند. سولنان از ولیعهد خواست که جستجو را متوقف کنند . نه ولیعهد و نه هیچکس دیگر حتی دلیلش را هم نپرسیدند. این عمل مشکوک را هیچ کس پیگیری نکرد . آنهم در یک سازمان جاسوسی! سریال نیاز به یک قطب منفی دارد اما جین مو هنوز پاسخی در خور به این نیاز نداده است.

حال می رسیم به اصلیترین علامت سوال سریال :

گایا … یا… کیمون ! مسئله این است!

از ابتدا گفته شد  سولنان و خانواده اش  در گایا زندگی می کردند، معشوقه سردار هم پس از فرار با کوچون به گایا رفت و همانجا ماندگار شد. اما به یکباره با ورود کاراکتر (سونیمون) که شاه منطقه (کیمون) بود. محل تولد و بزرگ شدن سولنان و سولهی با یک چرخش صد و هشتاد درجه ای ! از گایا به کیمون منتقل شد.

هیچ تحلیل یا توضیحی نمی شود از این اقدام ارائه کرد.

یک نقطه ضعف دیگر که به احمقانه ترین شکل ممکن اتفاق افتاد.

گفتیم که سریال در شخصیت پردازی ضعیف است و وعده مثال دیگری دادیم.

نمونه بسیار مشهود دیگر (وزیر هه) است. کسی که ابتدا (پک گا) را تحریک کرد تا شاه سابق را بکشد. ولی خودش او را لو داد. شمایل او در ابتدا یک نقش منفی بود.  او در سریال جزو کاراکتر های اصلی بود پس باید خط مشی مشخصی برایش رسم میشد. اما او در طول بیش از ۱۰۰ قسمت به جز همان دو باری که توسط شاهزاده متهم شد ، همواره یک شخصیت آرام را به نمایش گذاشت . که تنها «رگه هایی » از جاه طلبی و سیاست بازی درونش وجود دارد.وی  به عنوان صدراعظم ، عملا  هیچ کاری به جز سرخم کردن جلوی پادشاه و ولیعهد انجام نداد و طوری رفتار می کرد که اصلا بود و نبودش فرق چندانی نداشت.

وقتی (وزیر یون) به جین مو نزدیک شده بود. او هم باید به ولیعهد نزدیک میشد تا یک تقابل سیاسی جذاب به تصویر کشیده شود.

سریال در اواسطش (کوچون) را نشان می دهد که از قتل عام جان به در برده و زنده است.

حال ما منتظریم تا او بزودی وارد قصه شود. اما باز هم قضیه بی تحرکی جین مو علیه شاه تکرار می شود.

او آنقدر دیر می آید که ما اصلا یادمان می رود زنده ماندنش یک معجزه بود که می توانست روح تازه ای به کالبد سریال تزریق کند.سولنان بعد از اینکه فهمید دختر پادشاه است و برادر ولیعهدی که حالا مدتی بود عاشقش شده بود و البته معشوق هم. به کیمون رفت. حضور او در کیمون ، علاقه مند شدن سونیمون ( شاه کیمون) به او و همچنین تغییر رفتار سونیمون ،بعد از آشنایی با او و در آخر تسلیم شدن کیمون در برابر بکجه که هدف اصلی سفر سولنان به عنوان جاسوس بود.همگی از واقعیت به دور بود.سریال باید این روند را طولانی تر میکرد. و رخدادهای منطقی تری خلق می کرد.این طور که نشان دادند . چندان باور پذیر نبود.

در قسمت ۹۰ کوچون نامه ای را به شاه می دهد و شاه هم یک قسمت در نامه می خواند که سولهی دختر واقعی اش نیست. سریال چندین قسمت را پشت سر می گذارد اما همچنان (ضعف شخصیت پردازی) سایه سنگینش را بر سریال حفظ کرده است. کارگردان آشکارا در بازی گرفتن از بازیگرانش ضعف دارد.

کانال تلگرام فروشگاه طنین. برای عضویت کلیک کنید

 

دیدگاهها

  1. مهدوی

    :

    ضبط شده از شبکه تهران یعنی نسخه اصلی نیست ؟…یعنی بازم مثل پخش اینقدر از ش زدن که معلوم نیست چی میشه….

    • مدير

      :

      بله. دقیقاً همینطوره و ضبط شده از شبکه تهرانه.

دیدگاه خود را بنویسید