801 بازديد
خانه اي در تاريكي

خرید سریال خانه ای در تاریکی با کیفیت بسیار خوب

12,500 تومان

شماره مجوز: ۱۲۳۶۵ – ۱۵۵/۸۲

نام مجموعه:سریال خاطره انگیز خانه ای در تاریکی|

سال تولید و کشور تولید کننده: ۱۳۸۱، ایران|

فرمت:Dvd – Vob|

کیفیت: عالی|

زبان: فارسی|

تعداد قسمتها:۳۷ قسمت|

تعداد دیسک: ۷ عدد دی وی دی|

توضیحات: ضبط شده از شبکه آی فیلم|

خريد و تحويل درب منزل

آنچه در مورد این مجموعه باید بدانید

نام مجموعه:سریال خاطره انگیز خانه ای در تاریکی|

سال تولید و کشور تولید کننده: ۱۳۸۱، ایران|

فرمت:Dvd – Vob|

کیفیت: عالی|

زبان: فارسی|

تعداد قسمتها:۳۷ قسمت|

تعداد دیسک: ۷ عدد دی وی دی|

توضیحات: ضبط شده از شبکه آی فیلم|


خلاصه ی داستان

داستان این سریال در سال ۱۳۰۷ اتفاق می افتد . “ ماه تابان ” دختر جوانی است که در ایل بختیاری بزرگ شده است او از سالها پیش در پی مفقود شدن پدرش و مرگ مادر نزد «حیدرخان» پدر بزرگش ـ که رئیس ایل بختیاری است ـ زندگی میکند. او دختر جوانی است که زندگی در ایل او را آبدیده و متکی به نفس بار آورده است. داستان از جایی آغاز میشود که «عطاء الدوله» پدر بزرگ مادری «ماه تابان» پیکی را به دنبال او می فرستد تا به تهران برود. ماه تابان که همیشه آرزومند آگاه شدن از سرنوشت پدر بوده این موقعیت را فرصت مناسبی می داند و علیرغم مخالفت «حیدرخان» به تهران می رود . اما حضور او در خانه اشرافی «عطاء الدوله» به مذاق دیگر ساکنین خانه خوش نمی آید. حوادثی عجیب و باورنکردنی در انتظار ماه تابان است. کارگردان : سعید سلطانی بازیگران : محمد علی کشاورز – مجید مظفری – محمود پاک نیت – لادن مستوفی – ثریا قاسمی – فخری خوروش و فرهاد اصلانی


 نقد و بررسی سریال خانه ای در تاریکی – نویسنده: مهران آرین

عمده توفیق مجموعه به نسبت موفق پس از باران جدا از وجوه بصری کار شده آن (خصوصاً نورپردازی و کادربندی های شسته و رفته اش) به قصه جذابی بازمی گشت که صرف نظر از توفیق یا عدم توفیق در ارائه تصویری فولکلوریک از مناسبات قومی یا مثلاً قوام نیافتنی درون مایه ارتباطات ضد انسان ارباب – رعیتی، دست کم قصه ای را تعریف می کرد که در بطن خود اصول و الفبای یک درام خانوادگی و پرتعلیق را مطابق الگوهای تثبیت شده اش رعایت کرده بود. فیلمنامه ای که علی رغم دست یازیدن به کلیشه های همیشگی در انتها، در بخش اعظم خود توانسته بود به هارمونی دلچسبی از تلفیق دو روایت متفاوت از منظر نوع و گونه درام و گنجاندن صحیح فلاش بک در مسیر پیرنگ طبیعی داستان دست یابد. اما در جوانی یا همین خانه ای در تاریکی نشانی از آن فیلمنامه پرپیچ و خم، پر حادثه و کمی تا قسمتی ظریف ندیدیم. جوانی داستانی یک خطی و کم مایه داشت که مدام کش می آمد، به طوری که علی رغم به اصطلاح داستانک های متعدد آن عملاً قصه ای وجود نداشت و همه چیز پراکنده و مغشوش بود. خانه ای در تاریکی البته در کلیت، منسجم تر است و دست کم می داند که از قصه و شخصیت هایش چه می خواهد. مشکل اصلی فیلمنامه مجموعه این است که نویسنده، ذوق زده از ایده محوری اش دست به قلم برده است. ظاهراً قرار بوده همه اجزای درام علاوه بر بالقوه، بکر و دست نخوردن بودن، حاوی جذابیت های طبیعی برای عامه تماشاگرانی باشد که پس از، پس از باران منتظر اثر مشابهی هستند. اتفاقاً زاویه نگاه سعید سلطانی به دوره ای از تاریخ معاصر که بارها و بارها در آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی به آن پرداخته شده، در ابتدا نیز چنین می نمود. درگیری عشایر و قزاق ها افتتاحیه مناسبی برای یک درام پر اوج و فرود و هیجان انگیز است. اما قصه بلافاصله به مسیر دیگری می افتد و نویسنده با نیت خلق یک فضای قجری وحشت زا، خود و شخصیت های مخلوقش را در یک خانه حبس می کند. همین مقید شدن به این که «قرار است خانه ای در تاریکی بیافرینیم که وحشت و تعالیق و نحوست بر آن حاکم باشد» عملاً به نتیجه معکوسی انجامیده است. حقیقت این است که این عامل ترس معلوم نیست و هویت ندارد. قطعاً شازده بهادر میرزا واجد پتانسیل مطلوب خلق این حس و حال نیست. آن چه که باید به وجود می آمد، فضایی بود که سایه و روح نحس و شوم روحیه و زندگی سیاه و سرد و تلخ یک خاندان قجری را بازتاب دهد. در حالت فعلی و با این شخصیت پردازی به شدت رو و آشکار یک غول بی یال و کوپال داریم که دیوی است بی عاطفه و ظالم که به نزدیک ترین خویشاوندانش هم رحم نمی کند و یک «سارا کورو» ی قجری که علی رغم ادعاهای فمینیستی اش عملاً تو سری خور و منفعل است و شخصیت های دیگری که علی رغم تلاش نویسنده بیشتر به تیپ هایی آشنا و همیشگی تبدیل می شوند. سرکار رفیع جلوه ای است از آدم های سرسپرده به قلدری رضاخان که می خواهد ترقی طبقاتی داشته باشد و یا سرپیشخدمت که با آن بدذاتی و بدسرشتی می خواهد بر عقده های کودکی اش سرپوش بگذارد. این تمهیدات به نتایج احتمالی مورد نظر نویسنده نینجامیده است. خاکستری و چندوجهی شدن شخصیت با چند گفت و گو یا کنش ساده حاصل نمی شود. به عینه شاهدیم که در روند خطی و کم اوج و فرود قصه باز هم فرمول ساده سیاه و سپید است که جواب می دهد. معضل مهم فیلمنامه خانه ای در تاریکی همین یکنواختی و کسالت عجیبی است که بر سیر داستان حکمفرماست. از یک گره مهم تا حادثه بعدی صحنه هایی شکل می گیرند که حذف و عدمشان تفاوتی در خط سیر قصه به وجود نمی آورد. به طور متناوب شاهد بحث و جدل های بی پایان اعضای این خانه تاریک هستیم که انگار قسم خورده اند هر بار به هم می رسند بنای دعوا و مشاجره بگذارند. بحث های آنها تمامی ندارد و گفت و گوهایی که از فرط تکرار حفظ شده ایم. خانه ای در تاریکی اگر به جای این همه فصول زائد و طولانی بیشتر به وجوه مستند تاریخی می پرداخت و مایه های انتقام، مقاومت، شورش و البته عشق را در جایگاه خود به کار می گرفت، می توانست جدی تر جلوه کند. پس از باران در بخش های بازگشت به گذشته، موفق شده بود در قالب یک قصه گویی روان و راحت، سوز و گدازی تأثیر گذار و غمی دلنشین را به مخاطب منتقل کند. اما خانه ای در تاریکی در نهایت حس خاصی را برنمی انگیزد. البته خلق «نفرت» شاید سهل الوصول ترین حس تصویری باشد. وقتی فردی کس دیگری را به طرز وحشیانه ای شلاق می زند، ناخودآگاه از او متنفر می شویم. اما این نفرت عمق و معنا ندارد. (این را مقایسه کنید با نفرتی که از آن سرهنگ آلمانی کازابلانکا به تدریج در ما نفوذ می کند. رخنه کردن یک احساس انسانی که از پیش تعیین شده اما بر جان و روح فیلمنامه درخشان اثر نشسته است.) آشکار است که الزام نویسنده مبنی بر این که حتماً متنی بنویسد که کفاف ۴۰-۳۰ قسمت یک مجموعه تلویزیونی بلند مدت را بدهد، خود حاصل دیگری بوده که همه اجزا و ارکان متن را تحت تأثیر خود قرار داده است. به راحتی می شد مثلاً به جای ۴۰ قسمت یک سریال ۱۵ قسمتی جذاب و موجز از آن در آورد. ایده و بستر داستانی خانه ای در تاریکی این قابلیت را داشت که به یکی از بهترین ها و استثنائات تلویزیون تبدیل شود. و البته همه می دانیم که از واژه تا تصویر راهی طولانی است.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Be the first to review “خرید سریال خانه ای در تاریکی با کیفیت بسیار خوب”